چشمهای همیشه بیدارزمین - محیط زیست(دماوند)

"محیط زیست میراث همه تمدنهاست.دیروز-امروز- آینده"

کندوان
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٧  

کندوان:

مورخ 6/6/87رفتیم به روستای کندوان که درشهرستان اسکودرتبریزواقع است.راه عبوری تاخود روستای کندوان آسفالت است وخودکنوان هم سنگفرش است.ازخودشهرتبریزتاکندوان دقیقا باماشین 1ساعت راه است.درراه بادهای بسیارقوی جریان داردبطوریکه وقتی ماشین راکنارکندوان اول (قدیمی تر)نگاه داشتیم ماشین رابادباخودحرکت می دادوبه عقب می برد.کندوان اولی که میگم:جایی است که اهالی روستابرای اولین بارحدود20000سال پیش درآنجاسکنی گزیده بودندامابدلیل ریزش کوه آنجاراترک کرده وبه مکان دورتری رفته بودند.دلیل اینکه این روستابه کندوان شهرت یافته اینست که باتیشه وکلنگ باکنده کاری دردل کوه سهندخانه هایی به شکل قله درست کرده اند.دقیقاجای تنور،اتاق ها،تاقچه ها،نورگیرها پیداست.برای رفتن به کندوان حتمابایدکفش مناسب پوشیده باشیدچون کندوان اولی زیرزمین است.وبسیارجای شگفت انگیزی است.حدود100تایاشایدهم بیشترخانه زیرزمینی داردکه انسان وقتی میره داخل واقعادوست داره ساعتهایاشایدهم روزها به تحولات بشری فکرکنه.البته سقف این خانه هابسیارکوتاه است بطوریکه دربعضی جاهابایدسرراکاملاخم کرد.بعضی خونه ها30-40پله میخوره ومیره پایین.مطمئنااونجااشیاءباستانی بسیارزیادی هم پیداکرده اند.چون دقیقاجاهایی روکه کنده بودندتاپولهاوجواهرات واشیای قیمتی شان رامدفون کنندباچشم دیده میشدکه بعدهادوباره کنکاش شده بود.خیلی ازمردم برای تفریح وسیاحت به اونجااومده بودند.علاقه مندهای محیط زیست بخصوص خیلی زیادبودند،چون مکانی است برای اینکه بیشتربه طبیعت فکرکنندوبهتربرای آینده تصمیم بگیرند.درکنارکندوان کندوهای زنبورعسل به فراوانی دیده میشدچون جای بکری است که پرازگلهای گاوزبان است.کندوان آب بسیارخنکی داردکه ازارتفاعات سهندسرچشمه میگیردکه ناشی ازذوب شدن برف هایی است که روی کوه سهندوجوددارد.واماکندوان دوم،یعنی جایی که هم اکنون اهالی روستای اول درآن اسکان دارند،جایی بسیاربسیاردیدنی،که ازحیطه وصف خارج است وبسیارمردم خونگرمی دارد.مردمی باصفاوخونگرم.مردمی که جزدلی پاک چیزدیگری ندارند.این روستابطورکلی شبیه به زمینی پرازکله قنداست.که برای اول که آنرامی بینی متحیروحیران می شوی.طریقه ساختن این خانه ها به این شکل بوده که درداخل کوه،باتیشه وکلنگ سنگ ها رامیکندندوباشیشه برای خودپنجره درست می کردند.درتمامی آنهایک خانه رادیدم که ازبقیه متمدن تربودوپنجره آلومینیومی  کوچکی داشت.ماکه میخواستیم واردروستاشویم پسربچه کوچکی آمدسرراهمان وگفت همین طوری نمیشه واردخانه هاشدوبرای ورودبه هرخانه باشد1000تومان پول بدهی.اماارزش داشت که بری توی خانه وبامحیط درونش هم آشنابشی.بلاخره رفتیم توی خانه.چندتااتاق تودرتوکه هنوزهم چراغ علاءالدین کنارخونه وجودداشت برای پختن غذاو...وشیرآبی که کنارخونه بودداخل یه حوض گلی.کف خونه هم یک فرش قدیمی که دست کم مال50-60سال پیش بودپهن شده بود.یکسری اتاقهاهم اصلافرش نداشت.ازبچه ای که همراهیمان میکردپرسیدم این خانه متعلق به کیست؟درپاسخ گفت:مادربزرگم.جالبه بدونین که درروستای کندوان زردآلوهنوزنرسیده وشمامیتونیدچاقاله روی درخت هاآن هم درشهریورماه ببینید.مردم روستابیشتربه پرورش دام وفروش محصولات دستی می پردازند.ازنظرامکانات رفاهی درحدخوبی است.هرچیزی که بخواهیددارد ومهم ترازهمه بازارچه سنتی بسیارقشنگی همداردکه برای رسیدن به آن ازیک پل سنگی خیلی زیبابایدعبورکنید.رودخانه ای داردکه پرازاردک وغازاست که زیبایی منطقه رادوچندان کرده است.انطرف رودخانه پرازدرخت است که تخت هایی رابرای نشستن واستراحت مردم قرارداده اند. خلاصه اینکه مردم خیلی خوبی همدارد.مردم این منطقه به زبان ترکی تبریزصحبت میکنند.البته قدیمی هایش به فارسی هم تاحدی تسلط دارند.اماجوانترهاکاملابه زبان فارسی مسلط اندوشمادرصحبت کردن باآنهادچارمشکلی نخواهیدشد.توصیه میکنم اگرمیخواهیدبه استان تبریزبرویدبه کندوان هم سری بزنید.